مبحث چهارم: تشریح برخی الفاظ کلیدی تعریف نظریه مسئولیت حمایت30
بند نخست: مقصود از “هنجار بینالمللیای در حال شکلگیری” در تعریف نظریه
مسئولیت حمایت31
بند دوم: معنای اصطلاح مسئولیت در نظریه مسئولیت حمایت33
بند سوم: معنای اصطلاح دولتهای ناتوان یا در حال ناتوان شدن36

بند چهارم: رابطه شدت بحران و استناد به مسئولیت حمایت38
گفتار دوم: اقدامات سایر نهادهای بینالمللی در مفهوم سازی مسئولیت حمایت41
مبحث نخست: اقدامات نهادهای بینالمللی پس از گزارش کمیسیون تا سند نهایی
نشست سران کشورها42
بند نخست: گزارش هیأت عالی رتبه42
بند دوم: گزارش دبیرکل در پاسخ به گزارش هیأت عالی رتبه46
بند سوم: سند نهایی نشست سران در سال 200548
مبحث دوم: اقدامات نهادهای بینالمللی پس از انتشار سند نهایی نشست سران جهان52
بند نخست: اقدامات شورای امنیت در نهادینهسازی مفهوم مسئولیت حمایت52
بند دوم: گزارش دبیرکل ملل متحد در اجرای مسئولیت حمایت در سال 200954
بند سوم: اقدامات مجمع عمومی در زمینه مسئولیت حمایت در سال 200959
فصل دوم: جایگاه نظریه مسئولیت حمایت در حقوق بینالملل کنونی62
گفتار نخست: نسبت نظریه مسئولیت حمایت با مداخلات بشردوستانه62
مبحث نخست: مفهوم و جایگاه اصل مداخلات بشردوستانه در حقوق بینالملل63
بند نخست: مفاهیم سنتی مداخلات بشردوستانه64
بند دوم: مفاهیم معاصر مداخله بشردوستانه66
مبحث دوم: نظریه مسئولیت حمایت؛ جایگزینی برای اصل مداخلات بشردوستانه71
گفتار دوم: اصول بنیادین منشور ملل متحد و نظریه مسئولیت حمایت74
مبحث نخست: تقابل اصل حاکمیت کشورها و نظریه مسئولیت حمایت74
مبحث دوم: تقابل اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها و نظریه مسئولیت حمایت80
بند نخست: اصل عدم مداخله در حقوق بینالملل81
بند دوم: تقدم حقوق بنیادین بشری بر اصل عدم مداخله85
مبحث سوم: تقابل اصل منع توسل به زور در روابط بینالمللی و نظریه مسئولیت حمایت86
جمع بندی بخش اول91
بخش دوم: مسئولیت حمایت؛ از یک نظریه تا اصلی اجرایی93
فصل نخست: تعهدات اجرایی نظریه مسئولیت حمایت94
گفتار نخست:تعهد به پیشگیری و بازسازی در بحرانهای شدید انسانی95
مبحث نخست: اجرای مسئولیت پیشگیری در نظریه مسئولیت حمایت95
بند نخست: تحلیل وضعیتهای بحرانآفرین100
بند دوم: ضرورت تأسیس نهاد هشدار بههنگام و اولیه103
بند سوم: اقدامات پیشگیرانه ساختاری106
بند چهارم: اقدامات پیشگیرانه مستقیم110
مبحث دوم: اجرای مسئولیت بازسازی در نظریه مسئولیت حمایت113
بند نخست: بازیابی نظام امنیتی و سیاسی115
بند دوم: بازیابی نظام قضایی117
بند سوم: بازیابی اقتصادی و اجتماعی119
گفتار دوم: تعهد به واکنش در بحرانهای شدید انسانی120
مبحث نخست: واکنشهای قهری غیرنظامی مسئولیت حمایت120
بند نخست: واکنشهای سیاسی، دیپلماتیک121
بند دوم: واکنشهای اقتصادی123
بند سوم: واکنشهای امنیتی 125
مبحث دوم: واکنشهای قهری نظامی مسئولیت حمایت127
بند نخست: مشروعیت سازی برای واکنش نظامی128
بند دوم: مقام صلاحیتدار در تجویز واکنش نظامی131
بند سوم: تقابل مشروعیت و قانونی بودن در واکنشهای نظامی133
فصل دوم: شناخت محدودیتهای اجرایی نظریه مسئولیت حمایت و نقش و
توانمندی نهادهای بینالمللی در مرتفع نمودن آنها 135
گفتار نخست: چالشهای پیش روی اجرای نظریه مسئولیت حمایت136
مبحث نخست: انتقادات نحوه اجرایی شدن مسئولیت حمایت 136
بند نخست: چالش بر سر سازماندهی اجرایی نظریه مسئولیت حمایت136
بند دوم: چالشهای حقوقی مانع اجرای نظریه مسئولیت حمایت140
مبحث دوم: چگونگی ارتقای وضع کنونی نظریه مسئولیت حمایت 142
بند نخست: یجاد سازوکارهای اجرایی برای مسئولیت حمایت در سطوح بینالمللی 142
بند دوم: ایجاد سازوکارهای اجرایی برای مسئولیت حمایت در سطوح داخلی کشورها 144
گفتار دوم: توانمندیهای نهادهای بینالمللی در اقدام برای مسئولیت حمایت146
مبحث نخست: نقش ملل متحد و کشورهای عضو آن 147
بند نخست: نقش مجمع عمومی در ارتقای مسئولیت حمایت147
بند دوم: نقش شورای امنیت در اجرا و ارتقای نظریه مسئولیت حمایت148
بند سوم: نقش دبیرخانه و سایر نهادهای ملل متحد در ارتقا و اجرای نظریه
مسئولیت حمایت150
مبحث دوم: نقش سازمانهای منطقهای152
بند نخست: سازمانهای منطقهای قاره افریقا 154
بند دوم: سازمانهای منطقهای قاره اروپا 157
بند سوم: سازمان منطقهای آ. سه. آن در آسیا 158
جمع بندی بخش دوم160
نتیجه پایانی162
فهرست منابع165
ضمائم175
پیشگفتار
نظریه مسئولیت حمایت، یکی از مهمترین ایدههای قرن بیست و یکم میلادی، در عرصه حقوق و روابط بینالملل است که به دنبال ایجاد هماهنگی میان تفکرات حامی حفظ حقوق بنیادین بشر در درون کشورها، از یک سو و از سوی دیگر تفکرات سنتی حقوق بینالملل از جمله اصل حاکمیت کشورهاست. این نظریه در تلاش است تا بنیادهای حقوقی و اجرایی خود را هر چه سریعتر، در میان جامعه بینالمللی مستحکم سازد.
نگارنده با توجه به اهمیتی که این نظریه نزد حقوقدانان، سیاستمداران و نهادهای مختلف بینالمللی یافته است، در پی تشریح و تبین و ارائه راهکارهای نظری و اجرایی برای آن است.
اکنون بر خود لازم میدانم تا از راهنماییهای عالمانه و دلسوزانه اساتید بزرگوار، جناب آقایان دکتر حسن سواری و دکتر مهران محمودی و سرکار خانم دکتر رزا قراچورلو، کمال قدردانی را به عمل آورم و از دوستان بزرگوارم، آقایان مهدی دهرویه و علی احسانینیا و همچنین برادر و خواهر عزیزم، آقای میلاد حسینی بلوچی و خانم مریم حسینی بلوچی، به خاطر زحماتی که متقبل شدهاند، تشکر نمایم.
مقدمه
اصلیترین مشخصه سالهای پایانی قرن بیستم میلادی، تغییر در ماهیت مخاصمات مسلحانه است؛ بدین معنا که در طی این دوره، مخاصمات میان کشورها که قرنهای متوالی به عنوان مهمترین دغدغه حاکمان در حفظ جان و زندگی مردم تحت حاکمیتشان، مطرح بود، جای خود را به درگیریهای داخلی داده است. به دلیل وجود چنین شرارتهایی در درون مرزها، همه روزه شاهد از دست دادن جان شمار زیادی از شهرواندان عادی در نقاط مختلفی از جهان هستیم. تاریخ نمونههای تلخ بسیاری را پیش چشم خوانندگانش نمایان میسازد. وضعیتهای به وقوع پیوسته در رواندا در سال 1994 و در سریبنیتسا در سال 1995 از دست وقایع هستند؛ وقایعی که واماندگی حکومتهای داخلی از کنترل اوضاع وخیم انسانی، وقوع آنها را دامن زده است. در چنین اوضاع و احوالی، جامعه بینالمللی که از حضور کم فایده اصل مداخله بشردوستانه در حمایت از جان و زندگی انسانها در مقابل شرارتهای بیپایان داخلی، به تنگ آمده بود، امیدوارانه رو به سوی ایدههای جدید در حمایت از حقوق بشر آورد. این ایدهها در “نظریه مسئولیت حمایت” متبلور گردیده است. این نظریه از در هم تنیدگی چالشها، شکستها و تجربیات مداخلات بشردوستانه، در دورههای مختلف تاریخی، در نخستین سال های قرن بیستویکم پا به عرصه حقوق و روابط بینالملل گذاشته است.
مسئولیت حمایت، اصل نظریه خویش را بر حمایت از جمعیت و افراد درون حاکمیت دولتها قرار داده است و اشعار میدارد که هر کشوری باید از جمعیتش در مقابل بحرانهای شدید انسانی حمایت نماید و جامعه بینالمللی نیز در صورت نیاز، برای رسیدن به این هدف، با دولتها همکاری خواهد کرد و اگر دولتی نخواهد یا نتواند از جمعیت خویش در مقابل بحرانهای بشری حمایت نماید و در این راه شدیداً ناکام بماند یا اینکه خود آن دولت سبب وقوع جنایات گسترده علیه انسانها باشد، جامعه بینالمللی مسئولیت دارد تا مداخله نماید و از آن جمعیت، حتی با استفاده از نیروی نظامی به عنوان آخرین گزینه، حمایت نماید. در واقع، از مهمترین ابتکارات نظریه مسئولیت حمایت، ایجاد مسئولیت برای جامعه بینالمللی و کشورها برای حمایت از جمعیتهای کشورهای ثالث است. نظریه مسئولیت حمایت برای قبل، حین و بعد از وقوع بحرانهای انسانی، تعهدات و مسئولیتهایی را برای جامعه جهانی پیش بینی نموده است.
در واقع، تلاشهای بیدریغ کوفی عنان، دبیرکل سابق ملل متحد و انتشار گزارشهای وی در سالهای 1999 و 2000 میلادی و به چالش کشیدن نظامات حقوقی کنونی جامعه بینالمللی در این گزارشها، موجب گردید تا کمیسیونی کانادایی به نام “کمیسیون بینالمللی مداخله و حاکمیت کشور”، برای ایجاد هماهنگی میان اصل حاکمیت کشورها و حفظ حقوق بنیادین انسانها در درون مرزها با بهره جستن از مداخله بشردوستانه، تأسیس گردد. همین کمیسیون با انتشار گزارشی در سال 2001، با خلق اصطلاح “مسئولیت حمایت”، آن را وارد گفتگوهای حقوقی و سیاسی بینالمللی کرد. پس از آن، در سال 2004، دبیرکل ملل متحد، هیأتی را برای بررسی و شناسایی تهدیدات علیه صلح بینالمللی و ایجاد روشها و مؤسساتی که بتوانند با این چالشها مقابله نمایند، تشکیل داد. این هیأت گزارشی را به دبیرکل در این باره ارائه نمود که در آن نظریه مسئولیت حمایت به عنوان “قاعده ای در حال ظهور” مورد صحه قرار گرفته است.
در سال 2005 میلادی، سند نهایی نشست سران جهان در مجمع عمومی، که توسط 192 کشور امضا شده است، جامعه جهانی را از طریق ملل متحد، مسئول حفظ حقوق بنیادین انسانها در درون کشورها میداند و نظریه مسئولیت حمایت را مورد تأکید قرار میدهد. شورای امنیت ملل متحد نیز در سال 2006 میلادی، در قطعنامههای شماره 1674 و 1706، مقررات سند پایانی نشست 2005 مجمع عمومی را مورد استناد و تأکید خویش قرار میدهد.
اخیراً، در سال 2009 میلادی، دبیرکل ملل متحد، طی یک گزارش، از کشورهای عضو ملل متحد خواسته است تا اصول مندرج در بیانیه نهایی نشست سران جهان در مجمع عمومی در سال 2005، راجع به مسئولیت حمایت، را اجرا نمایند. همچنین، در نشست مجمع عمومی در سال 2009، بیانیهای در رابطه با مسئولیت حمایت، صادر گردید و ضمن آن مجمع عمومی اعلام کرد که به ملاحظات خود در نظریه مسئولیت حمایت ادامه خواهد داد.
در سالهای اخیر بسیاری از مؤسسات، از جمله مرکز جهانی مسئولیت حمایت1، جنبش متحده جهانی2، ائتلاف درباره مسئولیت حمایت3 و بسیاری از مؤسسات دیگر در جهت افزایش آگاهی جهانیان و بسط و گسترش نظریه مسئولیت حمایت تلاشهای بسیاری را انجام دادهاند.
پیش از این تحقیقات بسیار محدودی در زمینه مسئولیت حمایت در داخل کشور انجام شده است. این تحقیقات، به دلیل آنکه در ابتدای طرح نظریه مسئولیت حمایت صورت گرفتهاند و با عنایت به پیشرفتهای شگرف این نظریه در سالهای پس از 2005 میلادی، از جامعیت لازم برخوردار نمیباشند. بنابراین، شایسته است تا نظریه مسئولیت حمایت، که به نظر میرسد در آیندهای نه چندان دور، بتواند به یکی از اصول بیچون و چرای حقوق بینالملل در عرصه حقوق بشر و حقوق بشردوستانه تبدیل شود، در قالب این پایان نامه مورد موشکافی بیشتری قرار گیرد. بنابراین، سعی میشود تا در فصل ابتدایی بخش نخست، با تعاریف و مفاهیم و چگونگی خلق مسئولیت حمایت آشنا گردیم و سپس در فصل دوم، جایگاه حقوقی نظریه مسئولیت حمایت را در نظامات کنونی بینالملل، مورد بازشناسی قرار دهیم. در فصل نخست بخش دوم نیز تعهدات اجرایی مسئولیت حمایت را مورد بازشناسی دقیق قرار میدهیم و سرانجام، در فصل پایانی، ضمن ذکر توانمندیها و کاستیهای کنونی نهادهای بینالمللی، در اجرا و ارتقای نظریه مسئولیت حمایت، نقش این نهادها را در اجرایی ساختن هر چه بهتر این نظریه، تبیین نماییم.
مهدی حسینی بلوچی
بهمن ماه 1388
بخش نخست
مسئولیت حمایت؛ از یک ایده تا یک هنجار بینالمللی
فصل نخست:
طرح ایده مسئولیت حمایت
نظریه مسئولیت حمایت، در برخورد با مشکلات و موانع حفظ حقوق بشر در درون کشورها که از نبود ساختاری مدون و تحکیمیافته در میان اسناد و رویههای بینالمللی ناشی میشد، در نخستین سال قرن بیست و یکم پا به عرصه حقوق و روابط بینالملل نهاد. در واقع، این نظریه اولین جرقههای شکلگیری خود را در دهه نود میلادی، پس از ظهور ناکارآمدی اصل عرفی مداخلات بشردوستانه، زده است. نخستین گام را در طرح ایده مسئولیت حمایت، کمیسیون بینالمللی مداخله و حاکمیت کشور4 برداشته است. این کمیسیون، توسط کشور کانادا، با هدف کنار گذاردن موانع سنتی حفظ حقوق بشر، یعنی اصل حاکمیت کشورها و اصل منع مداخله در امور داخلی کشورها، تأسیس گردید. بنابراین به نظر میرسد، تشریح چگونگی طرح ایده مسئولیت حمایت و معرفی طراحان و تدوینکنندگان این نظریه، همگام با ارائه تعریف و مفهوم برای آن از اهمیت بسیار زیادی برخوردار باشد.
گفتار نخست: معنا و مفهوم نظریه مسئولیت حمایت
بررسی نحوه شکلگیری کمیسیون بینالمللی مداخله و حاکمیت کشور و چگونگی خلق اصطلاح “مسئولیت حمایت” توسط این کمیسیون5 و همچنین ارائه نظریههایی که زمینه را برای ظهور نظریه مسئولیت حمایت فراهم نمودند، برای درک عمیق این نظریه از جایگاه والایی برخوردار است. بنابراین پیش از موشکافی ساختار مفهومی نظریه مسئولیت حمایت، این اقدامات و نظریهها را تبیین مینماییم و سپس به تعریف و ارائه اصول مستتر در نظریه مسئولیت حمایت خواهیم پرداخت. با ارائه تعریف و اصول نخستین نظریه مسئولیت حمایت، اصطلاحاتی چند را که در تعریف این نظریه به چشم میآیند و احتمالاً برای خواننده سوال برانگیز خواهند بود، را مورد اشاره قرار میدهیم. اصطلاحاتی نظیر “هنجار درحال شکلگیری مسئولیت حمایت”، “مسئولیت کشورها و جوامع بینالمللی”، “شرراتهای گسترده علیه حقوق بشری” و “دولتهای ناتوان در انجام مسئولیتهای بینالمللی و داخلی”، همگی واژههایی هستند که نیاز به تبیین دارند. به عبارتی دیگر، اصطلاحات بالا، همگی، میتوانند نقشهای کلیدی در اجرای نظریه مسئولیت حمایت، در هنگام وقوع بحرانهایی که منجر به نقض گسترده و نظامیافته حقوق بشری و حقوق بشردوستانه در درون مرزهای کشورها میگردند، داشته باشند. بنابراین با فهم دقیق زوایای نظری چنین اصطلاحاتی، میتوان گستره مفهوم مسئولیت حمایت، به ویژه در گزارش کمیسیون بینالمللی مداخله و حاکمیت کشور را به طور دقیقتری مورد شناسایی قرار داد و از وقوع سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری نمود و در نهایت با نهادینه ساختن کامل تعهدات ناشی از این اصطلاحات، انجام آن را از سوی جامعه بینالمللی خواستار شد.
مبحث نخست: چگونگی خلق اصطلاح”مسئولیت حمایت”
اقدامات و تلاشهای زیادی از سوی سیاسیون و دانشمندان حقوق بینالملل برای ایجاد مفاهیم نظریه مسئولیت حمایت صورت گرفته است. کوفی عنان و گارس ایوانز از سردمداران تلاشگران برای مفهوم سازی در نظریه مسئولیت حمایت میتوان نام برد.
بند نخست: اقدامات اولیه زمینهساز ظهور نظریه مسئولیت حمایت
نظریه مسئولیت حمایت، مفاهیمی را در ابتدای قرن بیستویکم در گفتمانهای میان حقوقدانان و مؤسسات حقوق بینالمللی وارد ساخت که به عقیده برخی مانند پروفسور توماس جی وایس6 “با در نظر گرفتن استثنای احتمالی پیشگیری از وقوع نسل زدایی، بعد از جنگ جهانی دوم هیچ ایدهای در میان هنجارهای بینالمللی سریعتر و بیشتر از مفهوم مسئولیت حمایت حرکت و رشد نکرده است.”7 این پیشرفت سریع، شاید حاکی از اهمیت صد چندان خلق مفاهیمی و سوالاتی است که این نظریه در میان اذهان حقوقدانان و سیاستمداران جهان بوجود آورده است.
به نظر میرسد، نخستین اقدام بین المللی در راه رسیدن به مفهوم و نظریه مسئولیت حمایت، هر چند که مهمترین اقدام محسوب نمیشود، را پتروس پتروس غالی8 برداشته است. وی در گزارش خود در سال 1992 با عنوان دستور کاری برای صلح9 به شورای امنیت، حاکمیت کشورها را قابل احترام میشمارد اما مطلق بودن آن را زیر سوال میبرد. او در قسمتی از گزارشش مینویسد:
“احترام به حاکمیت کشورها و تمامیت ارضیشان برای هر پیشرفت مشترک بینالمللی حیاتی است. [اما] زمان حاکمیت مطلق و انحصاری گذشته است؛ تئوری حاکمیت مطلق هرگز با واقعیت هماهنگ نشد. این وظیفه رؤسای کشورهاست تا به این درک دست یابند و تعادلی را میان نیازهای حکومت داخلی پسندیده و الزامات جهان به یکدیگر وابسته، بیابند.”10
وی با ارزیابی اینکه برخی حوزههای حکومت داخلی، به قلمرو جهانی نیز مرتبط هستند، سعی داشت تا مفهوم حکومت را از رویه سنتی اصول مطلق حاکمیت و منع مداخله خارج کند. هر چند وی در ادامه گزارش خود همزمان سعی کرد تا احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها آنها را دوباره تذکر دهد و برای کمکهای بشردوستانه، گرفتن رضایت کشور میزبان را الزامی دانست.11
در قدم بعدی کمیسیون اداره جهانی12 در گزارش سال 199513 خود با تأکید بر گسترش مفهوم امنیت انسانی و بینالمللی شدن آن، معتقد است که “امنیت انسانی ایمنی از تهدیدات مزمن نظیر گرسنگی، بیماری، سرکوب و حمایت در برابر اختلالات ناگهانی و مضر در الگوی زندگی روزانه مردم را شامل میشود. کمیسیون اداره جهانی بر این اعتقاد است که امنیت مردم باید به عنوان هدفی مهم همانند امنیت دولتها ملاحظه شود. گزارشاین کمیسیون بر این نکته تأکید میکند که مسئولیت سازمان ملل[متحد] نباید تنها نسبت به امنیت دولتهای عضو آن محدود شود بلکه سازمان ملل [متحد] باید نسبت به امنیت افراد درون مرزهای دولتهای عضو نیز مسئول باشد. گزارش همچنین با اشاره به مداخلات سازمان ملل متحد و ناتو در بالکان، افریقا و سایر مناطق، به نفع گسترش مفهوم امنیت برای شناسایی هزینهها و تلفات انسانی منازعات خشونت آمیز در درون دولتها [به عنوان مسئله ای بین المللی]، استدلال میکند.”14
بند دوم: تلاشهای کوفی عنان برای زمینهسازی طرح ایده مسئولیت حمایت
در اقدام سوم و شاید مهمترین آنها، کوفی عنان در سخنرانی سال 1999 در مجمع عمومی، سخنانی را به زبان آورد که در تعارض با مرزهای سنتی حقوق بینالملل بود. وی با انتقاد از عملکرد منفعلانه ملل متحد در قبال نسلزدایی صورت گرفته در رواندا، بوسنی و مخاصمات کوزوو، از مجمع عمومی خواست تا مفهوم جامعه بینالمللی مندرج در منشور به درستی تحقق بخشد و همچنین اعلام کرد که جامعه بینالمللی باید از تردید میان انجام مداخلات بشردوستانه برای جلوگیری و توقف نقضهای گسترده و نظامیافته حقوق بشری در درون مرزهای کشورهای متخلف و حفظ مفهوم سنتی اصول منشور نظیر اصل عدم مداخله و حاکمیت کشور، خارج شوند. کوفی عنان در این سخنرانی، بزرگترین چالش قرن بیست و یکم ملل متحد را در ایجاد اتحاد پشت سر اصولی که مانع وقوع نقضهای گسترده حقوق بشری و باعث حفظ منافع عمومی میباشند، میداند. وی چهار مطلب را نیز در مورد مداخلات بشردوستانه در این سخنرانی تذکر میدهد؛ نخست آنکه، مداخله باید به طور موسّع از اقدامات غیرقهری تا حمله مسلّحانه، تعریف شود و دوم سازوکار اجرایی مداخله زورمدارانه مشخص گردد و سوم اینکه، بعد از انجام مداخله، تلاش ها برای حفظ صلح و امتداد حقوق انسانی ادامه یابد و در نهایت تذکر میدهد که اصل حاکمیت تنها مانع در راه رسیدن به هدفهای بشردوستانه نیست بلکه منافع ملی نیز باید مجدداً بر اساس اصول دمکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون تعریف شوند و در چالشهای بشری، منافع ملی همانند منافع جمعی قلمداد شود.15
در سال 2000 نیز کوفی عنان در اقدامی دیگر، در گزارش هزاره خویش به مجمع عمومی با اشاره به اینکه “از دهه 1990 جنگها عمدتاً داخلی و وحشیانه بوده و جان بیش از پنج میلیون نفر را گرفته است. این جنگها بیش از آنکه تجاوز به مرزها بوده باشد، تعرض به انسانها بوده است. …زمانی امنیت به معنای دفاع از سرزمین در مقابل حملات خارجی تلقی میشد ولی الزامات امروزی حمایت از افراد در مقابل خشونت داخلی را نیز دربر میگیرد.”16 وی در زیر عنوان توجه به معضل مداخله در این گزارش، در پاسخ به منتقدان مداخلات بشردوستانه که ادعا میکردند مداخله بشردوستانه بهانهای برای مداخله در امور داخلی کشورها و همچنین موجب تهاجم به کشورهای ضعیف با نیات سیاسی ولی با پوشش مداخلات بشردوستانه و تحریک جنبشهای تجزیهطلب میشود، مینویسد:
” من به قوت و اعتبار و اهمیت این مسائل واقفم، و نیز میپذیرم اصول حاکمیت و عدم مداخله، حمایتی حیاتی در اختیار کشورهای کوچک و ضعیف قرار میدهند ولی این سوال را برای منتقدان مطرح میکنم: اگر مداخله بشردوستانه در واقع تهاجم غیرقابل قبولی به حاکمیت تلقی شود، در آن صورت چگونه باید در مقابل وقایع رواندا و سربنیتسا یعنی نقض فاحش حقوق بشر که به تمامی قواعد اخلاقی بشریت مشترک ما صدمه میزند، واکنش نشان داد.
ما در اینجا با یک معضل روبرو هستیم، اغلب مردم موافقند که هم دفاع از بشریت و هم دفاع از حاکمیت باید مورد حمایت واقع شوند ولی متأسفانه نمیگویند زمانی که این دو در حال تنازع باشند، کدام اصل تسلط و ارجعیت دارد.
دخالت بشردوستانه یک موضوع حساس و ملازم با مشکلات سیاسی است و جواب سادهای در بر ندارد. ولی قطعاً هیچ اصل حقوق، و حتی حاکمیت، نمیتواند سپر جنایات علیه بشریت باشد. در مواردی که چنین جنایاتی اتفاق میافتد و اقدامات صلح جویانه برای پایان دادن به آن به اتمام رسیده باشد، شورای امنیت وظیفه اخلاقی دارد که از طرف جامعه جهانی اقدام نماید. این حقیقت که ما نمیتوانیم از مردم در تمام نقاط دنیا حمایت کنیم، دلیل این نیست که در جایی که میتوانیم، اقدام به عمل نیاوریم. مداخله مسلّحانه باید همیشه آخرین حربه باشد، ولی در مواجهه با کشتار دسته جمعی راهی است که نمیتوان از آن صرف نظر کرد.”17
کوفی عنان، به تکاپوی ایجاد یک انقلاب فکری در زمینه مداخلات بشردوستانه، در سخنرانی سال 1999 در مجمع عمومی و به دنبال آن در گزارش هزاره خود در سال 2000 به مجمع عمومی، چالش بزرگی را در اذهان سران کشورها ایجاد کرد که باید تفکر و طرحی نو برای حفظ حقوق بشری بنیان نهاد. ضمناً وی با اشاره به تغییر ماهیت تهدیدات علیه صلح و امنیت بینالمللی، درباره تغییر برخی پیشفرضها در منشور، میگوید: “پیشفرض مواد منشور آن بود که تهاجم خارجی، یعنی حمله یک کشور علیه کشور دیگر جدی‌ترین تهدید است، ولی در دهه‌های اخیر تعداد خیلی بیشتری از مردم در جنگهای داخلی، پاک‌سازی قومی و کشتار دسته جمعی افراد یا نژاد خاص و با سلاح‌هایی که در بازار جهانی اسلحه در دسترس همه است، کشته شده‌اند.”18
لازم به ذکر است که از جمله اقدامات دیگری که همسو با اقدامات مذکور موجب شد تا زمینه ایجاد مفهوم مسئولیت حمایت فراهم آید، یکی پرداختن دبیرکل بر مفهوم حمایت از غیرنظامیان، در گزارش سال 1998 خود به مجمع عمومی است که خود این مفهوم، معنای وسیعتری از مفهوم مسئولیت حمایت است و دوم صدور بیانیه ریاستی19 “حمایت از غیرنظامیان در جنگهای مسلّحانه”20 از سوی شورای امنیت است که با تاکید دو قطعنامه 1256 و 1296 در همین باره همراه شد.21

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید


پاسخ دهید