در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اما در سطح دانشگاهی تاکنون تحقیق مبنایی در این حوزه صورت نگرفته است ولی در مورد قراردادهای بیع متقابل و تحولات قراردادهای نفتی و بررسی تطبیقی قراردادهای بین‌المللی نفتی ایران با قراردادهای دیگر پایان‌نامه‌‌ها و مقالات بیشماری تدوین و به رشته تحریر در آمده است که در این پایان‌نامه‌ها موضوع حاکمیت ملی و حفاظت از آن و امنیت ملی مورد تفحص و بررسی قرار نگرفته امید است پژوهش حاضر راهگشایی برای حل مسا‌یل در سطح جامعه بین‌المللی باشد.
ز -ساختار تحقیق

فرایند تحقیق علمی به مجموعه مراحل منظم و پیوسته ای گفته می شود که امر تحقیق علمی را از آغاز تا پایان امکان پذیر می نماید. فرایند تحقیق علمی شامل پنج مرحله کلی است که هر یک از آنها دارای خرده فرایندی شامل مراحل ریزتر است .مراحل پنجگانه کلی فرایند تحقیق علمی عبارت است از انتخاب، تحلیل وتبیین مسئله تحقیق؛ گزینش، طراحی و تشریح روشهای کار؛ گردآوری اطلاعات و در نهایت تدوین گزارش تحقیق.ساختار کلی پیشنهادی در مورد چگونگی تدوین فصل های پایان نامه مبتنی بر طرح پژوهشی حاضر، با توجه به مراحل فرایند تحقیق علمی به شرح زیر است:
فصل اول: شامل کلیاتی در خصوص موضوع تحقیق می باشد بدین منظور، این فصل به طور فشرده نگاهی به مبانی نظری پشتوانه ای انجام این تحقیق دارد و با بررسی یافته های تجربی در باره موضوع این تحقیق و موارد مشابه به بررسی و تشبیه موضوع تحقیق می پردازد.
فصل دوم: به بررسی منافع ملی، ماهیت قراردادهای نفتی و حفاظت از حاکمیت ملی در این گونه قراردادها می پردازد. شامل نتیجه گیری از اجرای تحقیق وارائه پیشنهادهای لازم می باشد.

فصل اول:
کلیات ومباحث نظری

مبحث اول : تبیین مفاهیم حاکمیت ،حاکمیت ملی و قرارداد در حقوق اسلام و بین الملل
گفتار اول : مفهوم حاکمیت وحاکمیت ملی
تعاریف مختلف ومتعددی از حاکمیت وحاکمیت ملی ارائه شده است که تمامی آنها در مفهوم کلی یکسان بوده وبیان کننده قدرت برتر فرماندهی با امکان اعمال اراده فوق اراده های دیگر است به طورئیکه وقتی بیان می شود دولت حاکم است بدین معنی است که در حقیقت واژه اقتدارش دارای نیروی است خود جوش که از نیروهای دیگر بر نمی خیزد وقدرت دیگری که بتوانند با او برابری کند وجود ندارد .
بند اول : مفهوم حاکمیت
مقوله حاکمیت به عنوان یکی از عناصر ضروری و سازنده دولت، باید در ردیف یکی از مناقشه انگیزترین و به تبع آن پرکشش ترین مفهوم در اندیشه سیاسی و حقوقی قلمداد نمود. دولت در حقوق نوین موجودی تلقی می گردد که از عوامل چهارگانه قلمرو، جمعیت (جامعه ملّی)، حکومت و حاکمیت تشکیل شده است. در این میان حاکمیت از اهمیت بنیادین برخوردار است به نحوی که فهم شخصیت دولت بدون شناخت واقعیت حاکمیت کشور ـ ملّت شدنی نیست18. حاکمیت در حقوق اساسی و در پهنه حقوق عمومی به معنای قدرت برتر و عالی و صلاحیت اتخاذ تصمیم نهایی و قدرت تجمیع کننده انرژی های سیاسی درون جامعه تفسیر شده است که دارنده آن می تواند در مسائل جامعه امرونهی نماید. برخی از نویسندگان معتقدند که حاکمیت عبارت است از حق فرمانروایی که دولت بنا به اراده عمومی دارا می باشد و براساس آن حق دارد تصمیم های لازم درباره اتباع و اموال و منابع کشور بگیرد و آن را به موقع اجرا گذارد. حاکمیت یعنی آزادی و استقلال جامعه سیاسی که دولت نماینده و مظهر آن می باشد.19
واژه حاکمیت از واژه لاتینی ” Superonus ” که بمعنی برتر است گرفته شده است.
حاکمیت درنظریه حقوقی و سیاسی کلاسیک به معنی عالیترین اقتدار در دولت است که ممکن دریک فرد باشد مانند سلطان یا پادشاه و یا احزاب باشد و یا اینکه دراجماع باشد مانند پارلمان.
حاکمیت به انگیلسی به معنی” Sovereignty”حق انحصاری دولت برای نظارت بر یک قلمروی ارضی معین است . حاکم بالاترین مرجع قانون‌گذار می‌باشد. شاید هیچ مفهومی جدال ‌انگیزتر از حاکمیت وجود نداشته باشد. این یک حقیقت بی چون و چرا است که این مفهوم، از لحظه‌ای که به علوم سیاسی معرفی شد تا امروز، هرگز معنایی که مورد توافق جهانی قرار گیرد نداشته‌ است.
براساس تعاریف مختلفی که از حاکمیت صورت گرفته، آن را باید به معنای قدرت برتر و عالی دارای صلاحیت برای اتخاذ تصمیم نهایی تلقی کرد که در رأس همه قدرتها قرار دارد20 و از ویژگی هایی چون دوام، مطلق بودن، عام بودن، تفکیک ناپذیری، برخوردار است و قدرتی است انحصاری و مستقل که دو نمود داخلی و خارجی برای یک کشور دارد در عین حال واقعیت یگانه ای را بیان می کند و آن بیان کننده قدرتی است که بالاتر از آن قدرتی وجود ندارد. 21
بنابراین دولت دارای عالی ترین قدرت سیاسی است و از اینرو بر سایر گروههای اجتماعی فرمان می راند و دستورات را به موقع اجرا می گذارد و وجه امتیازات دولت بر سایر گروهها اجتماعی همین قدرت عالی اجتماعی یا به اصطلاح حاکمیت سیاسی است که یک حق و امتیاز برای دولت به شمار می رود و به عنوان نماینده و مظهر جامعه مدنی خود نمایی می کند.
بند دوم : مفهوم حاکمیت ملی
“حاکمیت ملی”که ترجمه نشنل ساورینتی22 است و قرارداد وستفالیایی1648 سرآغاز به وجود آمدن مفهوم آن است؛ مفهومش درساده ترین تعریف عبارت است از “عالی ترین مرجع تصمیم گیرنده”. وقتی گفته می شود یک ملت حاکمیت دارد یعنی عالی ترین مرجع تصمیم گیرنده است؛ به عبارت دیگر یعنی خود فرمان می دهد و ازهیچ کس فرمان نمی برد.
حاکمیت ملی به معنای برترین قدرت تصمیم گیرنده که فرمان می دهد و ازکسی فرمان نمی برد در دو بُعد قابل بیان است؛
1.حاکمیت در عرصه داخلی.
2.حاکمیت در عرصه بین المللی.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید


پاسخ دهید